بنام خدا
اصلاحات یعنی تحقق شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی
مردم با شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی انقلاب کردند و می دانند که این شعار به معنی واقعی کلمه محقق نشد، حال به همین وضعیت راضی هستند و حاضر نیستند یک شعار غیر عملی دیگر را تجربه کنند. اگرچه از انقلاب بجز نام نمانده است ولی هرچه هست بهتر از نابسامانی و آشوب و خونریزی های بیکران است. آنهائی هم که آنسوی آبها نشستهاند و دائم خواب انقلاب و سرنگونی رژیم میبینند میدانند که هرگز به این هدف نخواهند رسید ولی بخاطر پولهائی که از این و آن گرفته اند مجبورند گاهگاهی عرض اندام بکنند و برای این ملت و مملکت خط و نشان بکشند. وقوع انقلابی مثل انقلاب 57 دیگر غیر ممکن است ، اگر رژیمی مثل رژیم شاه و رهبری مثل امام خمینی (ره) و مردمی مثل نسل اولیها و شرایط زمانی مثل آن روزگار پیدا شود وقوع هر انقلابی حتمی است ولی بدون این شرایط (و حتی یکی از این شرایط) وقوع هیچ انقلابی ممکن نیست اما وجود بحرانهای سخت و وحشتناک که هیچ شباهتی به انقلاب ندارند در هر زمانی ممکن است و مردم از همین روز وحشت دارند.
مردم علیرغم تمام نارضایتیها، باز از این رژیم راضی هستند و تنها چیزی که همیشه میخواستهاند و میخواهند «اصلاحات» است و اصلاحات یعنی انقلاب بدون خونریزی ، یعنی انقلابی آرام و معقول و منطقی و قانونی در انقلاب ، اصلاحات یعنی تحقق شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی. مردم در سه انتخابات ریاست جمهوری همین پیام را برای مسئولین کشور ارسال کردند ولی حجم متراکم شعارهای سیاسی و مساعد نبودن شرایط ، باعث عملی نشدن مطالبات به حق مردم شد؛ از طرفی این حقیقت به اثبات رسید که اجرای اصلاحات فقط در ید قدرت رهبر است و هیچکس جز ایشان نمیتواند اراده و آرزوی مردم را محقق کند. مسئولین نظام هر راهپیمائی را نوعی رفراندوم میدانند که مردم دوباره و چند باره آنها و نظام و وضعیت موجود را تأئید کرده اند و دیگر نیازی به اصلاحات نیست ، معمولاً در پایان هر راهپیمائی قطعنامهای هم به تمام کشور دیکته میشود که بگویند مردم تصمیم گیرنده هستند ولی حقیقت امر این نیست، بسیاری از راهپیمایان شاید به رهبری هم انتقاد داشته باشند ولی این مسئله را مانع شرکت خود در این اردوی دشمن ستیز نمیدانند چون منافع ملی و مذهبی و آرمانی خود را در خطر میبینند. بدون شک یکی از عوامل اتحاد و فداکاری و از خودگذشتگی ما ، دشمنان احمق ما بوده و هستند، دشمنانی که هم اینک در دو سوی مرزها در کمین ما نشسته اند و خودشان هم میدانند که ملت بزرگ ایران را نمیتوانند مرعوب خود کنند ولی نا امید هم نیستند چون آیندۀ بدون رهبر در پیش است و زمان ماهیگیری از آب گل آلود جبراً و قهراً فرا خواهد رسید و دیگر آنها مجبور نیستند میلیاردها دلار صرف کنند و نیروهای نظامی خود را به کشتارگاه ایرانیان بفرستند و دست خالی هم برگردند ، زیرا زمان و خودیها ، بعد از رهبر دوم ، اینکارها را بدون مزد و مواجب برای بیگانگان انجام خواهند داد و مملکت را به خاک و خاکستر خواهند نشاند.
هرچه هست مردم به نظام و تمامیت ارضی خود علاقه دارند و عشق میورزند ، اصلاحات را نیز راه عبور از بحران آینده میدانند و هدفی جز اعتلای نظام و سربلندی ایران اسلامی ندارند و شدیداً نگران حوادثی هستند که بعضی از مسئولین خوش خیال آن را بعید ولی مردم آن را قریب میدانند.
به راستی چه باید کرد؟ اگر تمام حقیقتها و واقعیتها را کنار هم بگذاریم به همین نکته میرسیم که بحث اصلاحات را در جامعه گسترش دهیم و زمینه های تغییر قانون را فراهم آوریم و البته شاید مسئولین هم در انتظار چنین خواسته های شفاف و واضح از طرف مردم باشند. در غیر اینصورت به آمال و آرمانهای شهدا خیانت کردهایم و به عذاب الهی دچار خواهیم شد.
والسلام / محمد حسين صادقي




